ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

42

مجمع التواريخ ( فارسى )

وزير را گويند روانه گرديد كه از آنجا بر جهازات پادشاهى پرتگيش سوار شده روانهء پرتگال گردد چنان كه مشار اليه بعد از سه سال از سفر پرتگال مراجعت نمود و چهار جهاز جنگى همراه جلال « 1 » كه عبارت از سپه‌سالار پرتگيش باشد و آل ميران « 2 » كه نايب جلال است و قيشكال « 3 » كه سردار فوج است و همين فيطور كه وكيل الدوله است با خود آورد و شهرت چنين بود كه چهار هزار صولداد « 4 » يعنى تفنگچى بر اين جهازات است و آنچه بتحقيق پيوست قريب به دو هزار و پانصد صولداد بودند و جهازات مذكور در آخر سال هزار و يكصد و سى ( 1130 ) هجرى وارد بندر كنگ شدند و رفتن طهمورث بيك اگر چه از حضور پادشاهى پيش از ورود لطف عليخان ببلاد فارس بود بلكه تعيين او لكن بتقريب ربط سخن مؤخر ذكر شد . القصه چون خبر رسيدن جهازات بلطف عليخان در تل سياه بندر ريشهر رسيد ميرزا زاهد على لارى ولد ميرزا سعد را كه هميشه ضابط عشور و خروج بنادر فارس ابا عن جد بود و در آن وقت معزول بود مهماندار پرتگيش نموده روانهء بندر كنگ كرد و بعد از چند وقت خود نيز از تل سياه متوجه بندر كنگ گرديد و در اين بين خبر بسيف بن سلطان امام مملكت عمان رسيد كه چهار جهاز پرتگيش بارادهء مصاف با جهازات شما ببندر كنگ وارد شده‌اند و ميگويند كه ما جميع جهازات امام عمان را سوخته دمار از روزگار فرقهء عمانى برخواهيم آورد و فرقهء قزلباشيه را نيز همين اعتقاد است . از شنيدن اين خبر امام برآشفته چهار جهاز از جهازات خود را مقرر نمود كه چون فرقهء پرتگيش وارد بندر كنگ شده و در همانجا لافهاى گزاف ميزنند و بر سر شما نمىآيند شما پيشدستى نموده بعدد جهازات آنها جهاز خواهيد برد و زنهار زياده بر

--> ( 1 ) - Geral بپرتغالى بمعنى فرمانده كل جهازات يا سپاه است . ( 2 ) - Almirante يعنى ناخداى دوم جهازات يا معاون امير البحر كل ( 3 ) - اصل اين كلمه معلوم نشد . ( 4 ) - Soldade